دستهای بینا

دستهای بینا


یادداشتی برای آنان که دلی روشن دارند هرچند چشمانشان به دنیای نور راهی ندارد.

و:
مثل آدمها که توانایی دیدن دارند؛ نمی بیند.
مثل من و شما نیست که میوه ها را با دیدن شکلشان تشخیص دهد.
مثل خیلی از ماها، وقتی کره ی زمین را مقابلش می گذاری، از روی رنگ آبی و سبز و قهوه ای نمی گوید که کدام دریاست؟ کجا جنگل؟ و کدامیک کوه؟
شاید هیچوقت رنگ چشمهای مادر یا صورت پدر را ندیده باشد.
شاید هیچوقت اخم کردن و خندیدن را روی چهره تشخیص ندهد اما…
گوشهای قوی دارد؛ که صدای مهربان را از نامهربان تفکیک می کند.
دستهای فوق حساس؛ که برایش کتاب می خوانند. جنگل و کوه و دریا را روی کره، نشانش می دهند.
حس بویایی قوی که عطر مهربانی مادر را به مشامش می رساند و طعم دلنشین دلگرمی پدر.
و عصایی که همه جا همراه اوست؛ تا برای او که نه! برای ما چشمی باشد بینا؛ تا ببینیمش و سدّ راهش نشویم.
او با دستهایش می بیند. می خواند. می نویسد و هربار به ما می گوید: اگرچه عصای سپید دارد اما نابینا نیست.
او یک روشن دل است. نه قابل ترحم که قابل احترام.
او به جای چشم؛ دستهای بینا دارد.

روز جهانی عصای سپید مبارک

نویسنده: بهار قربانپور

print


انتشار : ۲۴ مهر ۱۳۹۷ - ۱۸:۰۷
تعداد بازدید : 100


نظر دهید !!!

نظر شما برای “دستهای بینا”

قالب وردپرس